محمد معصوم البكري ( نامى )

26

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

نمودند ، و آنها سر داهر را شناختند و تصديق كردند . و محمد بن قاسم حكم كرد تا لشكر اسلام فرود آمده جابجا قلعه را حلقه زده بذكر و صلوة و تسبيح مشغولى نمودند و آن شب جمعه بود تا صبح زنده داشتند . و چون روز روشن شد سر داهر را با كنيزكان پيش ( f . 18 a ) دروازهء قلعه فرستاده اهل قلعه را از كشته شدن داهر خبر دار گردانيدند . اهل قلعه تكذيب نمودند . و چون خبر اين مقاتله « 1 » به سمع لادى زن داهر رسيد ، بى اختيار شده خود را بدروازه رسانيد ، و از كنيزكان احوال داهر پرسيد . كنيزكان گريه كنان سر داهر به او نمودند . به مجرد ديدن خود را از قلعه بينداخت و شورى عظيم در حصار افتاد . كفار بناچار دروازهاى حصار كشودند . روز جمعه يازدهم ماه رمضان سنه ثلث و تسعين لشكر اسلام بقلعه در آمد ، و خزاين و دفاين و حشم و خدم را بقيد ضبط در آورده تحويل قيس نمودند . و در صحن بت خانه وضع منبر نموده نماز جمعه و خطبه ادا كردند . بعد از ان محمد بن قاسم در اوائل شهر شوال خزائن و اموال و اشيا و اسيران را بقيد كتابت آورده مصحوب قيس با دويست سوار از راه كيچ و مكران بجانب دار السلام بغداد فرستاد . و حجاج بر حقايق احوال اطلاع يافته شادكامى « 2 » بسيار نمود ، و همه اشيا را بشام نزد خليفهء وقت « 3 » ارسال داشت . چون قيس به خدمت خليفه رسيد چتر و اعلام داهر را گذرانيده كيفيت فتح و محاربات و سائر وقائع مشروح ( f . 18 b ) و مفصل بعرض رسانيد ، خليفه خوشحال شده بخلعت فاخره « 4 » و سائر انعامات محمد بن قاسم را بنواخت ، و منشورى صادر فرمود كه از لشكر اسلام دور مىنمايد كه بفتح سند اكتفا نموده عازم ناحيهء شرقى نگشته‌اند . بالفعل آنچه مملكت داهر است همه را بحيطهء تصرف بايد آورد . چون اين مثال به محمد بن قاسم رسيد بر همناباد را

--> ( 1 ) م : « اين خبر » بجاى « خبر اين مقاتله » ( 2 ) م : شادى ( 3 ) ف ندارد : وقت ( 4 ) ف ندارد : و ساير وقايع . . . . فاخره